روز ولنتاین
باران جونم
امسال دومین سالیه که روز ولنتاین پیشه منی پارسال خیلی کوچولو بودی ولی امسال بزرگتر شدی . پارسال برات یه لباس قشنگ خریدم امسال هم می خوام برات یه خرس قرمز بخرم برای بابایی هم شکلات و گل می خرم .
تو دومین عشق زندگیم هستی اول بابایی بعدش تو
امیدوارم همیشه سالم باشی و لبات مثل الان پر از خنده

شاید باورش برات سخت باشه عزیزترینم ولی احساس می کنم قبل از بودن تو منم نبودم ... الان که فکر می کنم نمی دونم من قبلا بدون تو چجوری زندگی می کردم !!!! بدون انتظار دیدن چشمهای قشنگت چجوری هر روز صبح چشمهامو باز می کردم ؟؟؟!!! بدون داشتن خنده های تو به لبخند کی امید می بستم؟؟؟ ... می دونی مامانی اون روزها که توی دلم بودی برام خیلی سخت می گذشت...یه عمل اجباری زدن 240 تا آمپول برای جلوگیری از سقظ و استراحت مطلق و دیابت بارداری و مدام بیمارستان و بستری شدن و تولد زودتر از وقت تو .. ولی هر چی که بود با همه سختی هاش روزهای آغاز مادر شدن من بود و من خوشحالم که خدای مهربون اینقدر دوستمون داشت که حالا یک ساله که من و تو و بابایی کنار همدیگه ایم . من احساس می کنم خوشبخت ترین آدم روی زمینم ...
هم به خاطر داشتن تو ، هم به خاطر داشتن بابای مهربونت که خیلی دوستش دارم...![]()

عاشقتم مامانی...



روز ولنتاین
